عزیز ترانه ( مادرشوهر ) در بستر بیماری+ بعدا نوشت

 

سلام دوستهای خوب و مهربون

شروع ماه رمضون رو بهتون تبریک میگم.امیدوارم در کمال سلامت باشید و بتونید روزه بگیرید و از حالت خوبی که تو این ماه به روزه دارها دست میده بی نصیب نمونید.

ما هم به لطف خدا خوبیم . روزهای خوبیه. از شرکت که زودتر تعطیل میشیم و کار هم که اصولا کم هست و بعد هم که میایم خونه مشغول درست کردن افطاری و سحری میشم و بعد هم دیدن سریالها...

امسال فکر کنم سه تا سریال شبکه 2 و 3 و 1 خیلی خوب باشند و من هر روز سریع کارهایم رو انجام میدم و میشینم پای سریالها....

هفته های پیش خیلی خوب بود یه روز مریم اومد خونمون که خیلی خوش گذروندیم.یه روز مامان و بابا و مینا با خانواده عمو اضغرم اومدن خونمون... یه روز هم برادر محسن و جاری جان اومدن خونمون که همه خیلی خوش گذشت .

2 تا مولودی رفتیم برای نیمه شعبان که عالی بود و برای همه دعا کردم.

جمعه پیش هم که با مامان اینها رفتیم فشم کنار رودخونه و ترانه کلی بازی کرد و نهار خوردیم و خیلی خیلی خوش گذروندیم.

گوشی ام رو هم عوض کردم این روزها و یه گوشی سامسونگ مدل کربی خریدم که خیلی دوستش دارم

برای ماه رمضون هم رفتم 2 تا مانتو خوشگل با 2 تا شال خیلی شیک خریدم که تو افطاریهایی که دعوت میشیم بپوشم و همه چیز بر وفق مراد بود ....

اما ماه رمضون امسال یه غم بزرگ روی دل ماست و اون بیماری مامان محسنه.

مامان محسن همیشه ناراحتی معده داشت ولی ماشالله سرحال بود تا اینکه 2 هفته پیش درد شدیدی در ناحیه قلب و معده احساس کرده و خوشبختانه سارا ( دخترش ) اونجا بوده و با هم دکتر و بیمارستان رفتن و درد لحظه به لحظه شدیدتر میشده و در نهایت بستری میشه و کاشف به عمل میاد که قلبش ناراحته و بعد از آنژیو گرافی گفتن که باید عمل قلب باز بشه....

خلاصه بنده خدا رو انتقالش دادن بیمارستان قلب و سریع عمل شد و بعد از یه بیهوشی طولانی بالاخره به هوش اومد ولی بعد از یکی دو روز که باید از آی سی یو انتقال داده میشد به بخش نیاوردنش و دیروز اعلام کردن که باز ایست قلبی کرده و بازبرگردوندنش...

از حال و هوای ما و اشکهایی که محسن میریزه و باعث میشه منم اشک از دیدگانم جاری بشه هرچی بگم کمه از تماسهایی که هزاران بار از دورترین و نزدیکترین افراد به من که عروسشم میشه و جویای حالش میشن هر چه بگم کم گفتم و از دعاهایی که همه دارن برای بهبودیش میکنن تا نذر و نیازهایی که برای شفا گرفتنش میکنن هم ...

اخه طفلک جوونه متولد 1326 خوب برای یه خانوم خیلی زوده که از دست بره .نوه هاش همه کوچیک کوچیک هستن .

ترانه خیلی عزیزش رو دوست داره و من اصلا دوست ندارم به این زودیها ترانه مادربزرگش رو از دست بده همینطور محسن مادرش رو....

برای من هم مادرشوهر خیلی خوبی بوده و تا حالا هرچه بوده خوبی بوده بین ما  و .... دعا کنید زودتر خوب بشه.

امروز زنگ زدم بیمارستان گفتن باید دوباره آنژیو بشه . مثل اینکه دوباره رگهای قلبش بسته شده.....

سر سفره افطار دعا کنید براش.

بعدا" نوشت:

روز سه شنبه بعد از اینکه خواهرشوهرم زنگ زد و پشت تلفن های های گریه کرد و از وضعیت بد مامانش گفت و منم سعی کردم تسکینش بدم دلم طاقت نیاورد و پاشدم رفتم بیمارستان.به محسن هم زنگ زدم اومد.اخه چون تو بخش نیست ملاقات نداره و به زور میشه 5 دقیقه دیدش....

دیدمش ...چشمتون روز بد  نبینه. این مادرشوهر با اونیکه همیشه دیده بودم اصلا قابل مقایسه نبود.هزار تا لوله تو بینی و دهانش بود و هزاران دستگاه به بدنش وصل بود.بدنش خیلی ورم داشت و بعضی جاهاش کبود بود و بدتر از همه نمیتونست حرف بزنه چون اون لوله ها تو دهانش بود .

با التماس و با نگاه میفهموند که اب میخواد و تشنه هست و من هم میگفتم که نمیتونه اب بخوره اخه ریه اش هم بعد عمل  آب اورده و اینها همه علایم بدی هستن...

از وقتی دیدمش بدتر شدم .بهش گفتم که همه دارن براش دعا میکنن و با حالتی غم انگیز به من نگاه میکرد .

دکترها تقریبا گفتن که دیگه کاری نمیشه براش کرد مگر اینکه خدا بخواهد و برگرده

خیلی به دعاهای تک تک شما نیاز داره

حتما دعا کنید که خوب بشه

 

خدانگهدار

 

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيدمهدي

گل█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥گل با عرض تبريك ماه مبارك رمضان .آپممم تشريف بياري خوشحال ميشم گل█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥گل

لیلا مامان هستی

خدایا تمام مریضهارو شفا بده [گل]

شفق

سلام .اسم من شفقه.وبلاگتونو خوندم خیلی خوبه.وب من در مورد اتفاقات روزمره و گاهی هم خاطرات گذشتمه به وب من هم سر بزن.مايلم با هم تبادل لينک داشته باشيم

پونه

سلام خانومی الهی هرچی خیره همون واستون پیش بیاد

سيدمهدي

[گل][گل]ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات آپممممممم[گل][گل]

سحر

اوه خدای من. امیدوارم خدا شفاشون بده.

سحر

عزیز دلم م م . ایشالله زدی خوب میشه

سپیده عمه آریانا

[گل]سلام باران جون خوبید مادرشوهرتون بهترن . انشااله خداوند تو این ماه مبارک شفاشون بده .

لیلا مامان هستی

از مادر شوهرت چه خبر ؟[ناراحت] ایشاله که به حق این ماه رمضون خوب بشه [گل]

آزاده

سلام خانمی. خوبی ؟ دخترت گلت خوبه . مادر شوهرذت چطورن ؟ ایشالله خدا عاقبت بخیرشون کنه و شفا بگیرن به حق همین ماه عزیز .... من که دعا گوشون هستم اگر قابل باشم ایران خودرو بعد از اینکه 10 روز پولو نگه داشت معلوم شد اصلا ماشین 206 موجود کارخانه نیست ... پولو پس گرفتیم اونموقع دلالا میفروشن با 1 تومان گرون تر ما هم بیخیال شدیم . پریاد زیر پای منه . شوهرم که سمند LX داره .... بابا بیخیال شدیم ... یکی گفته بود نشستن که داره قیمت میره بالا .... فعلا فروش نمیکنن .