زوماگشت

اولین شمال ما...

تعطیلات خرداد فرصت خوبی برای شمال رفتن بود . و من و محسن که در تب عشق هم گرفتار بودیم آماده بودیم برای شمال رفتن.

این رسم ما بود که داماد را یکبار برای بیشتر شناختن به شمال میبردیم . البته در مورد من و محسن این فرصت پیش نیامد که قبل از عقد بریم و این فرصت الان دست داد که من دیگه عقد شده بودم . مهمان بابا بودیم رفتیم ویلای آقا مجتبی . لیلی و مریم هم بودن و خیلی بهمون خوش گذشت . بعد از مکه یه مسافرت خوب دیگه رو با هم رقم زدیم

/ 0 نظر / 7 بازدید