پایان 18 ماهگی ترانه

ترانه این روزها خیلی بزرگ شده. دیگه خونه مامان زیاد نق نمیزنه. مثل یه دختر خوب صبحها که من دارم میام باهام باهام بای بای میکنه ( که البته این به خاطر حضور میناست) مینا رو که می بینه مادر و پدر و همه رو فراموش میکنه.

اینروزا یکی از چیزایی که خیلی براش مهمه پا هست منظورم پارکه . هر پارکی که ببینه باید بریم اسباب بازی سوار شه.و خوش بگذرونه. تاب و سرسره.

جمعه هم بردیمش دنیای بازی تو شریعتی و عملا بازی های بلیطی سوار شد . و کلی حال کرد

هفته پیش که واکسن زدیم یه کم تب کرد و چند روزی بیقرار بود. بعد هم دانه های سرخک زد. طفلک کوچولوی من هم آبله مرغون گرفت و هم سرخک.

الان دیگه خیلی خوب حرف میزنه . حرف که نه کلمه.

به من میگه ماما و به باباش میگه بابا .به خودشم میگه ننه

باباش ازش میپرسه خوشگل بابا کیه میگه : ننه

بابا برا کی بمیره : میگه ننه

به حموم میگه اموم. به آب میگه با.به ممش میگه می می به مای بیبی میگه ماما

به مینا میگه نا

بهش میگم ترانه دختر خوبی باش . باشه . میگه با

خلاصه دل منو برده با این حرف زدنش.

مادر همچنان مریضه . و در بیمارستان به سر میبره. تشخیص دکتر ها تومور مغزیه.....

خرداد ماهه و هوا دل انگیز. این هفته جمعه تولد مینا جانه و براش یه سکه پارسیان خریدم با یه کتاب و یه گل سر.

برای کیمیا هم کتاب و گل سر رو گرفتم.

برای کمند و مبینا هم یه روسری عروسکی.

برای لیلی چون تولدشه یه بلوز مجلسی و برای مریم هم یه رژلب .

هفته بعد هم روز مادر را داریم که برای مامان جونم به پاس قدردانی از اینهمه زحمتی که برای من میگشند یه ماکرو فر خوشگل فلر خریدم که میخوام بهشون اهدا کنم.

چون شاید بخوایم هفته بعد رو بریم شمال همین هفته که مامان قراره ما رو به مناسبت تولد مینا ببره رستوران هانی ، قراره روز مادر رو هم برگزار کنیم.

امیدوارم که روزای خوبی داشته باشیم و مادر هم هرچه زودتر خوب بشه

بای بای

/ 3 نظر / 35 بازدید
لیلا مامان هستی

سلام عزیزم خوبی ؟ ترانه جونم خوبه ؟ خیلی خوشحال شدم از آشناییتون [بغل][ماچ] خصوصی داری

نمم

واقعا که با این مدل عکسهات