عقد محضری

روز عقد...

من یه حال خاصی داشتم. از ساعت 5 بیدار شدم . لیلی اینها هم اومدن حلقه هامونو درست کردیم و من با مانتو سفید و چادر سفید رفتم که عقد دائم خودم را بامحسن ببندم.

اونشب اولین شبی بود که در کنار محسن خوابیدم آرامش عجیبی داشتم . بماند که تا صبح بیدار بودیم و از شوق وصال هم خوشحال بودیم

/ 0 نظر / 9 بازدید