عید غدیر

 

سلام به دوستهای خوبم

عید غدیر رو با تاخیر بهتون تبریک میگم.امیدوام تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه.

برای ما هم خیلی خوب بود . تعطیلی روز چهارشنبه هم که دیگه نورعلی نور شد.من فکر نمیکردم ما هم تعطیل باشیم ولی وقتی بانکها و همه جا تعطیل شد دیگه قاعداتا ما هم تعطیل شدیم و خوشحال از اینکه دیگه مسافرتمون رو هم هفته پیش رفته بودیم و روزهای خیلی خوب و راحتی را در کنار ترانه جان و محسن جونم گذروندیم.

صبح روز چهارشنبه که بیدار شدیم باید میرفتیم یه امانتی از مامان مهین محسن میگرفتیم. محسن باید سری هم به دفتر میزد . بنابراین اول رفتیم سمت محل کار محسن . تو فاصله ای که محسن کارهاشو انجام داد .من رفتم برای ترانه چندتا کتاب خوشگل خریدم که بخونم براش . چون شبها که میخوابه و دیگه چون شیر نمیخوره میگه قصه بگو . منم خسته شدم از بس شنگول و منگول و کدوی قلقله زن رو تعریف کردم البته ترانه که خسته نمیشه ولی من گفتم بگذار داستانهای جدید یاد بگیره .

از یکشنیه هفته پیش ترانه رو از شیر گرفتم . اخه دیگه خیلی اذیت میکرد . البته ٢ سالش که چند روزی بود تموم شده و واقعا وقتش بود بگیرمش ولی من بخاطر اینکه ترانه بعلت شاغل بودن من کمتر شیر خورده بود گفتم یک ماهی اضافه بهش بدم ولی هرچه بیشتر میگذشت حریص تر میشد و بدجوری اذیت میکرد جالب اینجا بود که دوست داشت جفت منبع های تغذیه با هم بیرون باشه و اون یکی رو بخوره و با دیگری به ارامش برسه و این برای من مخصوصا تو ماشن یا تو جمع دوستان و اشنایان خیلی سخت بود. این بود که یکشنبه غروب با استفاده از ماژیک ابی رنگ و خودکار مشکی اون جریان اخ شد. و این ترانه خوشگل ما تا دید و گفتم اخ شده خیلی راحت با این قضیه کنار اومد و موقع خواب فقط گفت قصه بگو و توی آغوش من خوابید و خوابش برد . و از فردای اون هم یکی دو روز صبحها میخواست که تا میگفتم اخ شده میگفت بیبینم و تا میدید دیگه نمیخواست ( جالب این بود که متوجه نمیشد این خطوط سیاه همونهایی هست که هر روز خودش توی دفتر نقاشیش و گاهی هم روی دیوار خونه میکشید)و به این راحتی از شیر گرفته شد .

خلاصه اون روز بعد از خریدن چند تا کتاب برای ترانه و انجام شدن کارهای محسن رفتیم نهار خوشمزه ای خوردیم و حوالی ٣ بود که رفتیم خونه مامان مهین البته مامان محسن رو هم بردیم و کمی گپ زدیم و غروب به خونه برگشتیم.

پنجشنبه شام خونه مامان دعوت بودیم . ظهر از خواب بیدارشدیم و بعد از خوردن نهار یک سر به عموی محسن زدیم ( البته ما هر سال بعلت سید بودن محسن خونه میمانیم و میوه و شیرینی و اجیل میخریم و من هم روی اسکناس های نو غدیر مبارک و اسم محسن رو چاپ میکنم و همه میان خونمون و عیدی میدیم . پارسال که از قول ترانه هم یک سری گل سر سبز خریده بودم که به دخترخاله هاش میداد چون ترانه هم سیده )

امسال اما بخاطر مریضی محسن و .... و اینکه همه زحمت کشیده بودن و چندبار بیمارستان اومده بودن و باز هفته قبلش هم تولد ترانه بود و همه خونه ما اومده بودن دیگه نمیخواستم همه رو تو زحمت بندارم که بیان خونمون این بود که به همه گفتم ما خونه مامان هستیم که دیگه زحمت نکشن و خونه ما بیان.این بود که خودمون خونه نموندیم و از فرصت استفاده کردیم و رفتیم دیدن عموی محسن که خوب ایشان هم سید هستن ....

پنجشنبه بعد از دیدن عموی محسن رفتیم خونه مامان اینها که مامان هم اش خوشمزه و باقالی پلو با مرغ خوشمزه ای پخته بود و خیلی بهمون چسبید.

جمعه هم که دیگه روز نظافت بود کمی به امور خونه رسیدیم و ترانه رو بردم حموم و نهار خوشمزه ای که خورده بودم خوردیم ( خورش کدوحلوایی ) و ظهر هم خواب حسابی کردیم . دیگه غروب هم حال بیرون رفتن نداشتیم و خونه بودیم و صبح شنبه آمدیم سر کار.

تعطیلات خیلی خوبی بود . ٢ هفته دیگه هم باز ٣ روز تعطیلی داریم که البته تاسوعا عاشوراست ولی باز هم خوبه که باز به جمعه افتاده و شده ٣ روز.

امیدورام همیشه خوش باشید

فعلا بای بای

 

/ 15 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان ستایش

بیمه های عمر و سرمایه گذاری علاوه بر انعطاف در پرداخت حق بیمه به شما این امکان را هم میدهد که از اندوخته سرمایه گذاری بیمه عمر در طول مدت بیمه نامه بهره مند شوید .یعنی هر وقت احتیاج به پول داشته باشی و هیچ راه دیگه ای هم برای تهیه اش نباشه میتونی از بیمه نامه ات برداشت کنی . مشارکت در منافع سرمایه گذاری درآمدهای اضافی شرکت هم یکی دیگر از مزایاشون هست که به در فواصل معین به شما پرداخت میشه .

مامان ستایش

پوششهای اضافی دیگه ای هم داره مثل تامین هزینه های بیماریهای خاص ..پوشش اضافی فوت در اثر حادثه ..ضمن اینکه در طول مدت بیمه شما دوبار میتونید از بیمه نامه تون وام دریافت کنید و از پرداخت مالیات هم معاف هستید و ........... توی بیمه های عمر و سرمایه گذاری محدودیت سنی هم وجود نداره و میشه برای بچه ها هم پشتوانه ای با توجه به توان مالی خانواده براشون کنار گذاشت . کمترین مبلغش هم ماهیانه پانزده هزار تومان هست

مامان ستایش

سودی هم که به این حق بیمه ها تعلق میگیره خیلی بالاتر از اون سودی هست که بانکها به سپرده های کوتاه مدت پرداخت میکنند ... ........................... اگر اطلاعات بیشتری مورد نیاز بود در خدمتم [پلک]

مامان ستایش

عید شما هم با تاخیر مبارک [گل] خدا رو شکر که تعطیلات خوش گذشته . ترانه نازنین رو ببوسید[ماچ][قلب]

مامان ستایش

سلام سلام صد تا سلام امروز توی خونه مجازی ما یک مهمونی بر پا هست . میدونین حضور شما میتونه به اندازه یک دنیا خوشحالمون کنه . پس منتظرمون نگذارید که چشم به راهتون هستیم.[ماچ] قدم به چشم ما بگذارید[ماچ][بغل][ماچ]

ܓ♥فرزانه♥ܓ

سلام عزیزم امیدوارم که شوهرتون بهتر بهتر شده باشند و ترانه کوچلوی نازت هم در سلامت باشه و خوددت هم پر از انرژی و در کنار هم خوشبخت باشید. میگم ماشالله به این دختر که اینقدر راحت از شیر گرفته شد درک و شعورش رسیده مامانیش شاغله [گل]

دریای خوشبختی

شرمنده عزیزم ژسوال کردی در مورد لخته عروق و برنامه غذایی... کلا باید وزن بیمار کم بشه و برنامه کم نمک و کم چربی داشته باشه..