استراحت و خرید

سلام بر دوستهای مهربان و عزیز

این هفته نیز گذشت. برنامه خاصی نداشتیم . ما همیشه جمعه ظهرها نهار خونه مامان بودیم ولی از وقتی که مادر ( مادربزرگم ) حالش خوب نیست و مامان هم یه پاش بالاست و یه پاش پائین ( چون مادر اینها با مامان تو یه آپارتمان هستن. مامان اینها طبقه چهارم و مادر طبقه اول ) . به همین خاطر ما دیگه کم ترمیریم خونه مامان . گاهی فقط میریم یه سر میزنیم و بر میگردیم. مامان بیشتر شبها تا صبح بیداره چون باید دایم مراقب مادر باشن . البته ٢ خاله مهربون و دایی ها هم هستن ولی خوب مامان چون تو اون خونه هست از همه بیشتر درگیره.

پنجشنبه که بعد از شرکت باز به نظافت و شستن لباس و اتو کاری و حمام و ... گذشت. جمعه هم رفتیم شهروند و کلی خرید کردیم . ساعت ٢ برگشتیم و من نهار اینها رو که خورش مسما بادنجان خیلی خوشمزه ای بود دادم و ( خودم به علت رژیم فقط ٢ قاشق ) خوردم . بعد هم جابجای وسایل و گذاشت هر کدوم سر جاش و پاک کردن گوشت و بسته بندی و ... کلی وقتم رو گرفت .

غروب میخواستیم یه سر بریم خونه مامان که مادر رو هم ببینیم که ترانه ساعت ٧ بعد ار کلی شیطونی تازه یادش افتاد که بخوابه و دیگه ٩.۵ بیدار شد که ترجیح دادیم دیگه نریم .

یه ظرف خوشگل هم برای ژله خریدم که کوچولو باشه اندازه خودمون و توش ژله توت فرنگی درست کردم. سوپ هم درست کردم با یه سالاد خوشمزه که از جوانه ماش و ذرت و کالباس و خیارشور چیبس درست شده بود .

راستی سرعت تغییر عکسها رو پایین آوردم . برای اون دوستایی که میگفتن چشماشون اذیت میشه. ولی اگه باز هم میبینید اذیت میشه اصلا ترکیبی نگذارم.

این هم چند تا عکس از ترانه در این دو روزی که گذشت

پیوست : پروژه کربلا و نجف رفتنمون علیرغم همه دعاهایی که شما عزیزان تو کامنتهای قبلی کردید  فعلا کنسله. میدونید چی شد :

من از اونجایی که خیلی دلم میخواست برم با چند تا دفتر که تور کربلا داشتن تماس گرفتم تا  قیمتها دستم بیاد و ببینم اوضاع از چه قراره . نتیجه این شد که الان قیمت برای من و محسن نفری ٧۵٠ تومن برای ٣ شب کربلا ٣ شب نجف و ١ شب کاظمین و برای ترانه چون زیر ٢ سال هست ۶٣ تومان و به محض اینکه ترانه از مرز ٢ سال عبور کنه هزینه تور براش میشه ۶٠٠ تومن . من گفتم خوب اینجوری خیلی به ضررمون میشه چون هم برای عید هزینه تور برای من و محسن بالاتر میره و هم برای ترانه باید ۵۵٠ تومن اضافه بدیم. رفتم تو این اندیشه که محسن رو راضی کنم که برای تولد امام حسین که تو شعبانه بریم.قبلا گفتم که محسن بخاطر شرایط کاری اش اصلا نمیتونه بیاد و کلی چیز آماده کردم که بهش بگم و راضی اش کنم ( با خودم هم گفتم ببین امام حسین طلبیدها . تو قرار بود عید بری حالا الان تا یک ماه دیگه میریم ) و از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم ولی زهی خیال باطل....

به محسن که گفتم گفت اولا که من نمیتونم کارم را یک هقته ول کنم . حالا اگه بتونم و بسپرم و با دلشوره هم بیام الان اونجا آتیشه و از گرما میمیریم و وقتی که گفتم خوب اینجوری عید که بریم حداقل ۶٠٠ . ٧٠٠ تومن بخاطر بزرگتر شدن ترانه به ضررمون میشه . گفت : ترانه از مرز ٢ سالگی که بگذره دیگه باید اون ۶٠٠ تومان را براش بدیم بعد هم الان ترانه هیچی نمیفهمه و ما هم تا بیایم یه زیارت نامه بخونیم میخواد بره ( راست میگه مشهد که بودیم اصلا نمیشد ما یه جا بنشیینیم و زیارت نامه بخونیم و همهش میرفت بدون اینکه ببینه ما پشت سرشیم یا نه )

و خودش هم اصلا ذوق کربلا رفتن رو نمیکنه . بگذار اقلا ٢ سال دیگه هم بزرگتر میشه خودش دوست داره و می فهمه که داریم کجا میریم و هم میذاره ما درست و حسابی زیارت کنیم و کلی نصیحت دیگه ... و من هم که خیلی منطقی ام قبول کردم . با مامان و بابا هم صحبت کردم که بابا گفت الان اونجا ۵٠ درجه اس اصلا ترانه دورازجون میمیره با اون گرما. و مامان هم گفت اره شاید اگه یکی دو سال دیگه بری ما هم باهات بیایم و ترانه هم که نگهداریش راحت تر میشه و اینجوری شد که کل پروژه فعلا منسل شد....

خلاصه عید منتظر سوغاتی از کربلا نباشید ولی هر موقع رفتم روی چشم...

فعلا بای بای دوستای خوب من

/ 26 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

عزییییییزم. نازی نازی. ماچ ماچ ماااااااااچ. چه اخمی هم میکنه. گاز گازش کنم!! [خجالت] البته با اجااازه ه ه ه . ا راستی سلوم سلووم. وبلاگ خشملی داری. خسته نباشیییی.

مامان محمد ابراهیم

سلام باران جون عکسای ترانه جونم خیلی بامزه و قشنگ شده. آفرین کدبانوی خوبی هستی. انشالله در فرصت مناسب مشرف بشین[قلب]

باران

سلام باران جوونم خوبی؟؟؟ راجع با دوستت خب اگه خیلی خووب بودین می خوای خودت بهش زنگ بزن اشتی کنین؟؟؟ اخه می دونی قهر خیلی سخته من که طاقت قهر کردن ندارم! اگه ببینم طرف اشتی نمی کنه خودم می رم جلوووو اگه دیدم با تلاش منم باز اشتی نمی کنه اون موقع بی خیال می شم راستش منم فکر می کردم باید اونی که می ره خونه جدید خودش دعوت کنه!!! وای چه سالاده خوشگلی درست کردی من جوانه ماش خیلی دوست دارم دلم به شدت خواست[نیشخند] امیدوارم حال مادر بزرگتم زودتر خووب بشه راجع به کربلا هم نگران نباش حتما حکمتی توش بوده وای این عکسای ترانه جوونم خیلی نازه از طف من ماچش کن خیلی دوست دارم دوست جوونم[ماچ] راستی رژیمت چه مدلیه؟؟؟ راضی هستی ازش؟ وزن کم کردی؟ من می خوام این تابستون حسابی لاغر کنم و مانکن شم[نیشخند]

مامان ستایش

سلاام عجب خونه باصفایئه اینجا ...پر از باران و ترانه [بغل] چه ترانه خانم خوشملی [بغل] . انشاا..به وقتش همه با هم دسته جمعی برین ... راستی چقدر گرون میگیرند .. ما اصفهان هستیم ...برای هر نفر 250000 تومان میگیرند ..چه خبره اونجا این همه پول میگیرند [متفکر]دیگه گرونترین تورها نهایتش 300 هست ..ولی از این بیشتر نمیشه ..عجیبه ها [متفکر] . ترانه نازنین رو ببوسین [قلب][ماچ]

سحر

سلام باااران جوووونم. چطور مطوری خشگله. چه زود اومدی بلا. اره منم عاشق اون اولیه ام. اما خووووب... بگردی پیدا میشه دیگه ه ه.. یعنی امیدوارم که پیدا بشه. [نیشخند][ماچ]

مامان اشکان

سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم انشاالله هر چه زودتر قسمت بشه مشرف بشین به کربلا[لبخند] دختری رو محکم ببوس[ماچ]

فلفل بانو

سلام باران جون. عکسا خیلی خوب شده دستت درد نکنه و سرعتش هم عالیه.ممنون.ترانه جون چطوره چه عکسایی ماشا الله یه ماچ از لپش برام بگیر.ظرف ژله هم فوق العاده قشنگه می تونی توش دسر میوه با خانه هم درست کنی خیلی شکیله برای مهمونیا. کربلا هم چه قیمتای نجومی ی ی ی ی از مرز 2 سالگی به 3 سالگی چقدر تفاوت قیمت داره ه ه ه هر وقت بطلبه ان شا الله میرید. ما یکی از اقوام الان رفته از شدت گرررما 2 روزخ برگشت..چون اونجا برق درست حسابی هم ندارن. میگه 55 درجه بالای صفر... انگار سشوار رو صورتت روشن کرده باشی.بچه اش مریض شد و کلی مکافات هههه چقدر حرف زدم ببخشید.بیا پیش ما. بوس برای خودت و ترانه

مامان ستایش

eeeeee بابا اینا خیلی نامردن ..من فکر کردم تور زمینی اینقدر میگیره ..آخه ما تا شهریور تور هوایی نداریم و تمام تورها زمینی هست ... حالا نمیدونم پر شده یا اصلا راه اندازی نشده بوده [متفکر] راست میگی با بچه کوچیک زمینی خیلی سخته

مهدی ملقب به قدیمی

گر می نخوری طعنه مزن مستانرا بنیاد مکن تو حیله و دستانرا تو غره بدان مشو که می مینخوری صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا مائیم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه در رهن شراب فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] سلام رفیق . یه توک پا اومدم بهت بگم آپم و برم . نه تعارف نکن نمیام تو . بزار واسه بعدا . فقط اگه تونستی منت بزار و قدم مبارکتو بزار روی جفت چشای مهدی قدیمکی . سبز باشی و مانا . یاحق . رخصت . [گل][چشمک][قلب][بدرود]