سفر به کربلا

 

هنوزم وقتی یادم میاد کجا رفته بودم و چه روزهایی داشتم ، اشک از چشمام جاری میشه که من بی لیاقت کجا و حرم امام حسین کجا ... من کجا و نجف اشرف کجا .من کجا و ایوون طلای امیرالمومنین کجا....

از دی ماه پارسال بود که دلم عجیب حال و هوای کربلا رو کرده بود . تا حالا قسمتم نشده بود برم و عجیب دلم میخواست برم زیارت ... این بود که تصمیم گرفتیم برای عید ثبت نام کنیم و بریم.

اواخر بهمن ماه اسمامون رو وارد سایت عتبات کردم و منتظر اعلام اولویت شدیم .الویت ما 5 اعلام شد.و همه گفتن عید به شما نمیرسه و پر میشه زود و همینم شد

محسن گفت بیا برای تعطیلی خرداد بریم و من از همون موقع 9 خرداد رو ثبت نام کردم.

سه ماه به سفر مون مونده بود و من از همون روزها خودم رو برای این سفر معنوی آماده میکردم. چقدر تو سایتهای مختلف رفتم و خاطرات افراد رو خوندم و عطشم بیشتر و بیشتر میشد برای رسیدن روز سفر

 

بالاخره جمعه  9خرداد فرارسید . چه روز خوبی بود اونروز.5 صبح بیدار شدیم .البته شبش اصلا خوابمون نمیبرد..و.5 صبح دیگه از رختخواب اومدیم بیرون و رفتیم خونه خاله جون.مامان اینا هم اومدن و بعد از خوردن صبحانه راهی فرودگاه شدیم.

از 8.5 صبح کارهامون شروع شد و با مامان و بابا خداحافظی کردیم و ساعت 11 پرواز...

3 ساعت بعد که 12.5 به وقت عراق بود تو هتل نجف بودیم.هتل نورالزهرا... و اس ام اس های عراق سل رو گوشیم میومد .باور نمیشد بالاخره اومدیم.

بعد از خوردن نهار و استراحت غسل کردیم و ساعت 5 راهی حرم امرالمومنین شدیم.چی بگم از لحظه ای که چشمم به حرم افتاد.از صحن حضرت علی.ایوون طلا هرچی بگم کم گفتم.اینقدرارامش گرفتم اینقدر گریه کردم اینقدر دعا کردم....

اون شب نماز مغرب و عشا رو تو صحن بارگاه امام علی که عاشقشم خوندیم و بعد چون ماشین هتل میرفت ما هم مجبور شدیم برگردیم در حالیکه سیر زیارت نکرده بودم و حتی مقابل ایوون طلا نشسته بودم و از در دیگه ای وارد شده بودی بود و ایوون طلا رو ندیدم

وقتی اومدیم تو ماشین همه همسفرها از کم موندن گله داشتن و مداح کاروانمون که خیلی خیلی صدای خوبی داشت و ما رو به فیض میرسوند گفت بریم هتل شام بخوریم و دوباره برگردیم.

ما هم که مدتها در عشق زیارت علی ابن ابیطالب بودیم سریع شام خوردیم و تجدید وضو کردیم و سریع دوباره برگشتیم حالا مفصل تر از قبل زیارت کردیم و بعد از نماز حضرت علی و روضه ای که مداحمون اقا حاجیان خوند ساعتها جلوی ایون طلا نشتیم و نگاه کردیم و نگاه کردیم و بعد از خوندن نماز صبح برگشتیم هتل..

خیلی خیلی چسبید در جوار امیرالمومنین...

روز دوم که شنبه بود باز هم رفتیم حرم و زیارت و باز هم دعا و التماس به درگاه حضرت علی و بعد از نماز ظهر برگشتیم هتل .نمیدونید چه حال خوب داشت زیارت تو بارگاه حضزت علی...

عصر همون روز رفتیم مسجد حنانه که نقل شده این مسجد زمانی که سر امام حسین (ع) از اونجا عبور داده میشده خم شده و بعد هم رفتیم مسجد سهله که اونجا  در مقامهای مختلف نماز خوندیم و گفتند زمانی که حضرت صاحب الزمان ظهور کنند در این مسجد زندگی خواهند کرد و ...بعد از نماز مغرب برگشتیم هتل...

اونشب زود خوابیدیم و 2 بیدار شدیم رفتیم حرم برای زیارت و بعد هم نماز صبح...خیلی خوب بود خیلی.. از ماشین که پیاده میشدیم از خیابون باریکی که کنار صحن حضرت فاطمه بود عبور میکردیم و از مغازه ها انگشتر و تسبیح و چیزای دیگه میخریدیم و میرسیبدیم .تفتیش میشدیم و بعد فقط حرم....

 

روز یکشنبه صبح ما رو بردن مسجد کوفه البته قبلش زیارتگاه میثم تمار هم رفتیم و داخل مسجد هم قبر مختار و هانی بود که با دیدن فیلم مختار همه رو میشناختیم و زیارتشون خیلی حال میداد.

تو مسجد کوفه محل ضربت وردن حضرت علی .منبر حضرت علی ادمو میبرد به اون سالها...یاد این میفتادم که روهای اخر منبر حضرت علی فقط 4.5 تا شنونده داشتن.یاد این میافتادم که میگفتن مگه علی نماز هم میخونده که سر نماز به شهادت رسیده ...لعنت بر ابن ملجم.لعنت بر خوارج...

 

اونروز غروب برا اخرین بار رفتیم حضرت رو زیارت کردیم و نماز خوندیم و زیارت وداع رو خوندیم و ... البته یه بار دیگه هم برای نماز صبح رفتیم زیارت و خدانگهدار امیرالمومنین خدانگهدار نجف.خدانگهدار کوفه....

صبح روز دوشنبه ساعت 8 صبح حرکت کردیم به سوی کربلا...و نوای حسین آرام جانم...حسین روح و روانم .  .حسین درمان دردم ...حسین دورت بگردم رو زمزمه میکردیم .حال عجیبی داشتم که قابل وصف نیست. ساعت نه بود که گنبد قشنگ امام حسین و حضرت عباس رو از دور دیدم و همه غمهای دنیا از یادم رفت.هرچی آرزو حاجت داشتم به زبون آوردم.خیلی لحظه قشنگی بود....

سریع اومدیم هتل و ساکها رو گذاشتیم و راهی حرم حسین ابن علی شدیم . خوشبختانه هتل کربلامون که اسمش انصار بود به حرم نزدیک بود و پای پیاده و با نگاه به گنبد میرفتیم و میرفتیم....

باز روبروی ضریح نشستیم و مداح روضه خیلی خیلی قشنگی برامون خوند و دیوونه وار به زیارت رفتم .اینقدر حال خوبی داشتم ..... باید خودتون برین تا بفهمین بار اول تو حرم امام حسین چه حالی به ادم دست میده ...من رو سیاه .من بنده گنهکار من بی لیاقت حالا داشتم شهدای کربلا رو زیارت میکردم .... حضرت علی اکبر حضرت علی اصغر...همه صحنه های فیلم مختار از جلوی چشمم ر‍ژه میرفت....

 

عصر همون روز هم دسته جمعی راهی حرم حضرت عباس شدیم که هرچی از صفای حرم بگم کم گفتم.روزهای بعد همش میرفتیم زیارت و همه نمازهامون رو تو حرم امام حسین خوندیم.کف العباس رفتیم.تل زینبیه رو زیارت کردیم ..خیمه گاه خیمه گاه که اشک ما رو درآورد .کلی خرید کردیم .تو بین الحرمین عکس گرفتیم..... روزهای خیلی خوب بود باورم نمیشد من کربلا باشم...

روز پنجشنبه رفتیم کاظمین.اونجا یه کم دل شور میزد.میگفتن اینجا ناامن تره از کربلا و نجف.تنها نرین حرم....

3.4 ساعتی راه بود از کربلا تا کاظمین.اونجا هم اتاق قشنگی به ما دادن و عصر همگی راهی حرم موسی ابن جعفر و امام جواد شدیم...باب الحوائج ...مثل مشهد بود حرم این دو امام .احساس میکردم تو حرم امام رضام....

روز جمعه قرار بود ساعت 4 بریم فرودگاه .برای همین دوباره یکبار دیگه به زیارت حرمین رفتیم و وداع کردیم و نماز ظهر رو هم اونجا خوندیم و بعد هم هتل و استراحت و حرکت به سمت فرودگاه...

تو فرودگاه بعد از 14.15 جا که تفتیش شدیم سوار هواپیما شدیم و یک ساعت بعد در کشور خودمون به زمین نشستیم و با خیل استقبال کننده ها مواجه شدیم .لیلا اینا .مریم اینا .مامان .خاله پری کتایون .رویا مینو و علی همه اومده بودن فرودذگاه و اشک شوق و چسبیدن زیارت بود که با دیدن هر کدوم اونها از چشمهای من جاری میشد.....

امیدوارم هر کس که دوست داره این سفر الهی قسمتش بشه خدئا نصیبش کنه که واقعا بی نظیره . همونجا که بودیم محسن گفت اگه کارم خوب باشه هر سال میارمتون زیارت و ما هم فقط دعا مون این بود که خدا باز هم و باز هم زیارت کربلا و نجف و کاظمین روزیمون کنه... انشالله

 

 

 

 

 

/ 8 نظر / 80 بازدید
صحرا

عزیزم. من فقط اشک ریختم موقع خوندن. یعنی می شه بازم بریم باران؟

بهناز

عزیزم زیارتتون قبول باشه.خیلی قشنگ نوشته بودی.من اشک تو چشمام جمع شد.ان شاالله هر سال این زیارت نصیبتون بشه عزیزم.[گل]

فروشگاه مارال

با ما شيك پوش شويد : http://redheart.hamvar.ir

کوثر

سلام خانومی ممنون که بهم سرمیزنی....اپم

کوثر

عزیزم ممنون که بهم سرمیزنی.....اپم