روزهای آبان ماهی

 

 ممنون از همه پیامهای تسلیتتون

خاک سرده و منم یه کم آروم شدم و دیگه دایم با دیدن عکس خوشگلش نمیزنم زیر گریه ولی همش دلم براش میسوزه و میگم خیلی حیف بود.....

محسن میگه وقتی خبر رو به من دادی اینقدر گریه کردم که حد نداشت .همکارام میگفتن مگه دایی خانمت نبود ؟ برای دایی خانمت اینقدر ناراحتی . و محسن میگفت نمیدانستن که چقدر خوب و دوست داشتنی بود.....

زندگی جریان داره و نمیشه شوهر و بچه و زندگی رو تعطیل کنی.من که ناراحت باشم عملکردم مختل میشه و رو بچه هم تاثیر میگذاره .سعی میکنم تا جاییکه میتونم به مصیبت پیش اومده فکر نکنم .

جمعه قبل از روزیکه دایی به آسمونها پر کشید رفتیم کرج خونه دایی مهدی و این ترانه خوشگله منه قبل از رفتن به مهمونی

اینجا هم باغ قشنگ و با صفای پسرخاله جانه که همین هفته جمعه رفتیم و آب و هوایی عوض کردیم

 

پنجشنبه ها هرهفته دور هم جمع میشیم و دعای کمیلی مخوانیم و ....

این هم ترانه با پسرعموشه که دارن لذت اب تنی رو میبرن ...و پسرعموش اینقدر از این استخر ترانه خوشش اومده که رفتم برای تولدش یه دونه خریدم که ببرم

با وجودیکه اصلا حال خوشی ندارم ولی چون به ترانه قول داده بودم  یه تولد کوچولو براش میگیرم که دلش نشکنه که البته فقط 2 تا دخترخاله ها و پسرعموش و پسر عمه اش و دوستش امیرعلی دعوتن.چون یک ساله که منتظر رسیدن تولدشه دلم نمیاد ... 

یه مهمانی دیگه هم دارم که احتمالا اون رو هم بعد از تولد ترانه برگزار میکنم و دیگه میشینیم زندگی مونو میکنیم.

پنجشنبه روز عرفه است. دلم خیلی شکستس و خیلی دلم میخواد تو مراسم دعای عرفه شرکت کنم .خدا کنه توفیقشو پیدا کنم....

فعلا خدانگهدار

/ 7 نظر / 13 بازدید
سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

زهرا مامان مهلا

سلام دوست عزیز. خوشحالم از اینکه تونستی خودتو کمی با شرایط موجود وفق بدی. جبر روزگاره دیگه کاریش نمیشه کرد. ترانه جونم تو عکس اولیه محشرررررررررره. منتظر عکسای جشن تولدش هستیم. بیشابیش تولدشم مبارک[گل]

فرزانه مامان ستايش

ماشاا..ترانه جون چقدر بزرگ شده .خانمي شده براي خودش.روي ماهش رو ببوسيد از طرف من [ماچ][قلب] ... از خداي مهربون براتون طلب صبر و آرامش دارم .خوشحالم كه حالتون بهتر شده . ... تولد ترانه جونم رو پيشاپيش تبريك ميگم [ماچ]

آزاده مامان دیانا

خدا رحمتشون کنه.زندگی همینه دیگه و جریان داره.باید حکمت خدا رو پذیرفت هرچند خیلی سخته.....

آزاده مامان دیانا

تولد ترانه جونم رو پیشاپیش تبریک میگم.امیدوارم عمری طولانی و باعزت داشته باشه و همیشه قدم در جاده موفقیت و تندرستی و دلشادی برداره[بغل][ماچ]

سهیلا مامان درسا جون

تسلیت عرض میکنم عزیزم انشاالله غم آخر باشه خیلی ناراحت شدم خدا بهتون صبر بده روح دائی بزرگوارتون شاد باشه ایشاالله تولد ترانه جون هم پیشاپیش مبارک باشه داشتم دنبال تاریخ تولدش میگشتم تو پستای قبلیت که چشمم خورد به تولد همسر گرامیتون 15 مهر جا داره همینجا تولدشون رو هم تبریک بگم الهی در کنار هم لحظه های خوبی رو سپری کنید و همیشه خوشی و جشن باشه و دیگه روی غم و ناراحتی رو نبینید ترانه گل خاله رو هم حسااااابی ببوس بازم از ته دل مصیبت وارده رو تسلیت میگم خدا صبرتون بده [گل]