ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

آخرسال
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

این روزها همش درگیر انجام کارهای آخر سال هستیم.

ترافیک خیابانها که دیگه رمق برای آدم نمیذاره و مجبوری همش بدوبدو کنی.

امروز رفته بودم بانک مسکن برای انجام کارهای بنام زدن خونه بنام خودمون.آخه اون موقع که ما خونه رو خریدیم چون وام داشت سند وکالتی بنام ما شد و تا امروز ما همش پرداخت میکردیم . و من کمی نگران بودم که نکنه رو هوا باشه.

شنبه بهد از گذراندن یه آخر هفته خوب رفتم بانک مسکن پاسداران که آخرین برگه دفتر رو که مال 20 فروردین بود بدم که خیالمون راحت باشه و دفتر جدید بگیرم که آقاهه گفت کارتی شده و باید کارت ملی و شناسنامه باشه و وقتی پرسیدم چه زمانی میتونیم به نام بزنیم گفت همین حالا اگه 10% مانده بدهی تون رو بدید که مال ما میشد 1600000 تومان.

منم که دیگه حول شدم و دیروز همه مدارک را کپی گرفتم و آماده کردم و امروز بردم بانک . کارم تا 12 طول کشید. فقط مانده فردا با محسن بریم که هم پول رو بدیم و هم محسن امضاء کنه و خلاصه کار تموم بشه.

دیگه اینکه جریان قطار کنسل شد. فکر کنم از دعاهای محسن بود چون محسن بیشتر دوست داشت با ماشین بریم.

و خلاصه شمارش معکوس آغاز شده ٩ روز به شروع تعطیلات مانده ...

نوروز مبارک