ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

تولد مبینا
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

پنجشنبه ، جمعه ای که گذشت آخر هفته خوبی نبود.

اول از همه اینکه جمعه خانه مریم دعوت بودیم به مناسبت تولد مبینا . که چون یکی از اقوامشون درگذشت مهمانی کنسل شد و مریم مجبور شد تولد رو خانه مامان برگزار کنه.

دوم اینکه من با فلورانس جان قرار بود بعد از مدتها همدیگر رو ببینیم و فلور جان هم هتل هیلتون رو برای ۵ شنیه نهار رزرو کرده بود و قرار بود تا بعدازظهر با هم باشیم و خوش بگذرانیم . که صبح چهرشنبه فاور زنگ زد و خبر از فوت دایی مامانش داد و این هم کنسل شد.

سوم اینکه محسن قرار بود شب بره بیمارستان پیش علی بخوابه ( بخاطر تصادف بدی که کرده بود و محسن هر شب گفته بود که نمیتونه بره بیمارستان و قول ۵ شنبه رو داده بود و حالا امشب که ۵ شنبه بود میبایست بره بیمارستان و قاعدتا" ما فردا رو هم از دست میدادیم چون محسن شب قبلش نخوابیده بود باید استراحت میکرد و ...

من ۵ شنبه به مریم زنگ زدم با هم رفتیم فاطمی یه مانتو خریدم ( که البته به مذاق محسن خوش نیامد و باید یه دونه دیگه بخرم و اونو با چادر بپوشم ) بعد رفتیم نهار خوردیم و بعد هم سری به هایلند زدیم و اومدم خانه.

شبش نعیمه اینها یک سری اومدن خونمون و محسن هم بعد شام رفت بیمارستان و منم رفتم خانه مامان. جمعه هم تولد مبینا رو برگزار کردیم . محسن ساعت ۴ اومد نهار خورد و بعد هم تولد و بعدش هم ما رفتیم بیمارستان و .... امدیم خانه خوابیدیم

مثل هفته های دیگه خوش نگذشت. اینم عکسای تولد