ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

خانه جدید.پاقدم ترانه
ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸   کلمات کلیدی:

خونه ما ....

خیلی کوچک بود . و با وجود ترانه دیگه خیلی سخت شده بود تو اون خونه زندگی کردن.

من همه اش دنبال این بودم که ببینم میشه اینجا رو با یه جاییکه فقط 1 خواب اضافه داشته باشه معاوضه کنم. تو روزنامه میگشتم تا اینکه خونه ای پیدا کردم تو میدان بروجردی که متری 1 تومان بود من فکر میکردک که خونه ما متری 1.300 باشه پس میشه یه خونه 50 متری رو با 70 متری عوض کرد.

اما با کلی حساب و کتاب دیدیم اگه بخواهیم اینجا رو بخریم باید ماشین و همه طلاهامو بدم تازه بازم 5 تومنی کم میاریم. بماند که خونه جدید وسایل جدید هم میخواد و ..

پنجشنیه اتفاقی با آقای قراچورلو حرف زدم و جریان گفتم و گفتم حاضری با من شریمک شی 3 دانگ و اون هم قبول کرد.

ما هم دنبالشو گرفتیم و البته حاج اقا تصمیم گرفت کلشو خودش بخره و به ما رهن بده.

دیگه بهتر از این نمیشد . ما هم گرفتار فروش خونه و .. نمیشدیم و خونمون هم سر جاش بود. بلاخره 5 تیرماه ما به خونه جدید اومدیم.

اینجا هم حالش بزرگتره. هم اشپزخانه اش بزرگتره و کابینت بیشتر داره. 2 تا خواب داره و ترانه جونم برای خودش اتاق داره.

مبلهامونو عوض کردیم . قرمز خریدیم با نهارخوری آشپزخونه.

لوستر خریدیم و برای اتاق ترانه فرش خریدیم.و...

بعد هم یه شب لیلی و مامان اینها رو گفتم اومدن با دایی محسن و مریم اینا

یه شب هم خاله پری و خاله جون و عمه مهری و یه روزم عمو اصغر و فهیمه.

خیلی خوشحالم