ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

شمال خاطره انگیز
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ اسفند ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

یه بار دیگه یه شمال خاطره انگیز رفتیم...

من دیروز که 5شنبه بود بیبی چک گذاشتم.2 تا خط ظاهر شد. یعنی من حامله ام.

ولی فعلا به کسی نگفتم. چون ما عید مسافرت ترکیه رو در پیش داریم و اگه بگم ممکنه با اما و اگر ها و نروید ها روبرو بشیم. بعد هم معلوم نیست هنوز . شاید بیبی چک اشتباه شده.

جمعه صبح حرکت کردیم رفتیم تمیشان. خودمون 2 تا.چه حالی داد. کته کباب خوردیم . لب دریا رفتیم . قزل الا خوردیم .

فردا صبح هم یه سر رفتیم متل قو که باباش بمون جوجه کباب داد و عصر برگشتیم تهران.

من یه دودلی خاصی داشتم. هنوز به محسن هم درست حسابی نگفتم . یعنی گفتم شک دارم ولی بیبی چک رو نگفتم. ماشین که تو دست انداز میفته دلم هری میریزه پایین . نکنه بچه ام بیفته...