ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

بله بران
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٥   کلمات کلیدی:

سرانجام روز 22 فروردین بعنوان روز بله بران ما انتخاب شد..

روزهای قبل ازمایش خون و خرید حلقه و انگتر نشان و اینها را انجام دادیم و 22 فرودین همه فامیل را دعوت کردیم .

چون خاله محسن مرده بود مامانش نیامد. بابای محسن هم چند شب پیش یک بار به اتفاق محسن اومدند خانه ما و دیگه رفته بود شمال . برای همین نبود ولی از طرف ما همه بودند. مامان رفته بود از بازار برای من یه دامن خوشگل با یه بلوز قشنگ خریده بود و خلاصه من رفتم ارایشگاه و موهامو درست کردم بعد هم که مهمانها امدند و دایی حسین هم ما رو صیغه کرد و بقیه موارد رو در فیلم میتوانید ببینید.

شب خیلی خوبی بود و اونشب به سمع و نظر همه رساندیم که ما 3 هفته دیگه عازم مکه مکرمه و مدینه منوره هتیم و قرار شد روز 27 فروردین که میلداد حضرت محمد روز 17 ربیع الاول بود عقد کنیم