ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

خواستگاری
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

بالاخره روز خواستگاری فرا رسید ...

محسن به همراه مادر و برادرش محمد و مسعود به خانه ما امدند . صحبت های اولیه را کردند و برادرش از نظر اخلاقی و ... کاملا محسن را تائید کردن و نتیجه به ما واگذار شد.

ولی خواستگاری ما غیر عادی بود چون هنوز از در نرفته محسن اس ام اس داد که چی شد و خانوداه  تو نظرشون چیه ؟

بعد از رفت اونا بابا به من گفت پسر خوبیه ولی شرایط مالی خیلی بالایی نداره و تو میخای زندگی کنی. ببین اگه میتونی بسم الله و اگه نمیتونی که هیچ ..