ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

محسن دیدار با فرزانه
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

فرداش باز محسن ....

دم در بود و از من خواست بریم پیش اقای قزل دوست پدرش. در مورد پارچه و ...

اونروز موقع برگشت دست در دست هم از آپادانا میامدیم پایین که بطور اتفاقی فرزانه رو دیدیم . فرزانه هم کلی به وجد امد و به محسن گفت واقعا که چه انتخابی کردین من 9 ساله که با پریسا دوستم و همیشه ناراحتم که چرا زودتر با پریسا اشنا نشدم و خلاصه کلی از من تعریف و تمجید کرد و محسن هم مصر تر از پیش با من گام برمیداشت.