ترانه کوچولوی من

این وبلاگ درباره روزمره گی های من است و ترانه کوچولو و محسن عزیز

مدال سنجاقک و جریانات...
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

بالاخره خریدمش این سنجاقک برلیان رو که 2 هفته ای بود عقل از سر ما برده بود...

ماجرا بر میگرده به 2 هفته پیش که من از روی بیکاری داشتم کانالها رو بالا پایین میکرد و توی کانال می شاپ دیدم که یه خانم باکلاسی نشسته و تبلیغ یه سری طلای فوق العاده شیک رو میکنه.

از بین طلاهایی که نشون داد از یه انگشتر خیلی خوشم اومد که روش دو تا پروانه خوشگل داشتن پرواز میکردن و قیمتش 442 تومن بود و از اون بیشتر از گردن اویز سنجاقکی خوشم اومد که تصویرش رو در بالا میبینید و قیمتش 496 تومن بود یه لحظه از ذهنم گذشت که این 2 تا رو بخرم ولی بعد یادم افتاد که رو پولهام یه حساب دیگه ای کردم و الان وقت طلا خریدن نیست و منصرف شدم.

فردا که ازسرکار برگشتم دوباره از روی کنجکاوی زدم می شاپ و اتفاقا باز خانمه داشت تبلیغ طلاهای خوشگلو میکرد و باز منو به فکر فرو برد. هنوز تبلیغ جواهرات تمام نشده بود که خالم زنگ زد و گفت تو قرعه کشی صندوق خانوادگی برنده 600 تومن شدی ...

منم دیگه دیدم نمیشه پول از جانب خدا رسیده و البته اگه میخواستم هر دو تا رو بخرم میشد 940 تومن . 2 تا تیکه طلای شکسته داشتم که همون عصرش بردم طلا فروشی و 300 ازم خریدن و پولم اماده شد. حالا فقط نگران بودم که نکنه نگین هاش اصل نباشه یا طلاش اون وزنی که میگن نباشه و هزار اما و اگر دیگه...

از اون روز به بعد هم هرچه زدم می شاپ و به خواهرام هم گفتم ببینن که تائید کنن یا نکنن و یا محسن ببینه نشون نداد که نداد و با شبکه هم که تماس میگرفتم میگفتن چون تقاضا زیاده و کارها هنوز اماده نیست فعلا پخش نمیشه.

صبح فردا زنگ زدم به پسر عموم که تو کار جواهره و وزن طلا و وزن برلیان کار رو بهش گفتم و قیمتش رو که گفت خیلی گرون نیست اگه خوشت اومده بخر.اما یه سر رفتم پیش آقای کشتی آرا که رئیس اتحادیه طلا جواهره و طبقه بالای شرکت ما هستن که ایشون به شدت مخالفت کرد و گفت برید کریمخان بهترین جواهرات رو ببینید و بخرید . و این کارها رو نکنید.

اما از اونجائیکه من اگه از یه چیزی خوشم بیاد دیگه باید بخرمش و حرف هیچکس رو هم گوش نمیدم زنگ زدم می شاپ و جفتشونو سفارش دادم. به محسن هم حرفای پسرعمومو گفتم ولی حرفای آقای کشتی ارا رو نگفتم .

تو این بین با چند تا طلافروشی دیگه هم مشورت کردم که همه میگفتن پولتونو دور بریزین از ما هم نخرین ولی از اون شبکه هم نخرید.خواهر و مادر و پدر و همه هم که میگفن میترسیم سرتو کلاه بذارن و این شبکه همه چیزاش گرونه و ....

تو این بین یه خرید اینترنتی هم کردم که یارو بدجور سرمو کلاه گذاشت. یعنی من سریال افسانه افسونگر رو خیلی دوست داشتم ولی اول هاشو که ندیده بودم از یه جایی شروع کردم به دیدن و بعد از دیدن مثلا 50 قسمت ماهواره ما قطع شد و اخراش رو هم ندیدم ووقتی دیدم با قیمت 15000 تومن میفروشنش سریع ادرس دادم که برام بیارن.

اولا که یارو 3000 تومن هم بابت هزینه پست گرفت و شد 18 تومن و دوم اینکه وقتی در پاکت رو باز کردم دیدم 15 تا دی وی دی تو جعبه هست که از شماره 15 تا 30 شماره خورده و وقتی با شرکت تماس گرفتم گفتن شما پارت 2 رو انتخاب کردی و برای 15 قسمت اول باید 18 دیگه بسلفی درحالیکه دروغ محض بود هیچ پارتی وجود نداشت و فقط نوشته بود مجموعه زیبا و دیدنی افسانه افسونگر فقط 15000 تومن.

و بدترین چیز تو این قضیه این بود که وقتی دی وی دی ها رو اوردم خونه و اخرین دی وی دی رو گذاشتم دیدم هنوز وسطای سریاله و حتی هنوز به اون جاییکه من دیده بودم نرسیده یعنی این اقا فقط یه تکه وسط سریال رو به من فروخته بود و 100 قسمت اول و 150 قسمت اخرش نبود

اینو نوشتم که شما مثل من گول نخورید.

این جریان رو که برای خواهرهام تعریف کردن بیشتر منو از خرید طلاها منصرف میکرد و میگفتن حالا این که پولی نبود ولی برای طلاها میخوای اینهمه پول بدی....

 

به هر حال پنجشنبه این هفته بعد از 2 هفته قرار شد طلاها رو برای من بیارن.اول گفتن صبح میارن و بعد که من از ساعت 9 صبح تا ساعت 1 شرکت موندم  و خبری نشد و گفتم دارم میرم خانه گفتن که با پیکشون تماس میگیرن و میاره درب منزل

و وقتی اورد درب منزل من داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم چرا که اون مدال سنجاقک بالا رو 10 بار کوچک کنید و این اویز کوچولو رو میخواست 500 به من غالب کنه و انگشترش هم به درد انگشت کوچکه من میخورد درحالیکه من سایز انگشتم رو 55 داده بودم.

منم با جسارت کامل برای اینکه سرم کلاه نره گفتم من اینها رو نمیخوام. اون سنجاقکی که تو تصویر نشون میدین خیلی بزرگتر از اینه و اقاهه هم با یه غر کوچولو رفت .

دیروز که جمعه بود با جناب محسن خان و ترانه شیطون مثل بچه های آدم رفتیم کریمخان که پولی رو که برای طلا گذاشته بودیم کنار به مصرف دیگه ای نرسانیم و اونجا بود که من مدلهای بسیار زیبای طلا و جواهر را میدیدم مدلهای خوشگل پروانه زیاد بود و در نهایت در گالری مظفریان چشمم به جمال زیبای این سنجاقک بالا منور شد و همونی بود که میخواستم و تازه گوشواره و انگشتر سنجاقک هم داشت و سایزهای مختلف که من بزرگترین سایزش رو که دقیقا همین اندازه عکس بالاست انتخاب کردم و کل 900 تومن رو برای خرید این سنجاقک زیبا و البته زنجیرش پرداختیم و محسن جان قول داد که اگه زن خوبی باشم بعد از تعطیلات عید بیاییم و گوشواره و انگشترش رو هم بخریم.

و امروز در کمال خوشحالی این سنجاقک زیبا روی سینه من نشسته و خیال پر زدن هم نداره....

به امید سپری شدن 13 روز عید

خدانگهدار